تبليغاتX

كدهای جاوا وبلاگ




كد بارش قلب


زندگی سرگذشت درگذشت ارزوهاست

زندگی سرگذشت درگذشت ارزوهاست

عشقولانه

If We Could Start Over

I never found out why you walked away
And never said good-bye
But now that I see you
I'm torn inside, but I've still got my pride

I understand that some things are better left unsaid
I'm afraid of the truth
But what can I do if I still want you

If we could start over again
I know if we try our love could be stronger
If we could start over again
I'm sure, we oh
We'd never have to let go

For so many years now
I've held inside things I meant to say
But faced with the past now I realize
I can't let that stand in our way

I never knew that a love so strong would never fade
But what can we do
If I still want you
And you want me too

How can we walk away
From something that was once so strong
Have we the strength to say we're wrong

اگر می توانستیم یکبار دیگر آغاز کنیم

هرگز نفهمیدم چرا ترکم کردی

و هرگز با من وداع نکردی

اما اکنون که تو را می بینم

از درون خرد شده ام، اما غرورم را حفظ می کنم

اکنون می فهمم که ، بهتر است بعضی حرفها ناگفته بماند

از حقیقت می هراسم

اما چه می توان کرد، وقتی همچنان تو را دوست دارم

اگر می توانستیم یکبار دیگر آغاز کنیم

می دانم اگر تلاش کنیم عشقی استوارتر خواهیم داشت

مطمئن هستمریا؛ اوه

و هرگز اجازه نخواهیم داد، از بین برود

مدت زیادی است

که حرفهای گفتنی در درون نگاه داشتم

اما با گذشته روبرو شدم، اکنون می فهمم

اجازه نمیدهم، بر سر راهمان قرار گیرد

هرگز نمی دانستم، عشقی اینچنین استوار پژمرده می شود

اما چه می توان کرد

اگر هنوز تو را دوست دارم

و تو نیز مرا دوست داری

چگونه می توانیم دوری گزینیم

از چیزی که، زمانی بسیار پابرجا بود

آیا جرات این را داریم که بگوییم اشتباه کردیم

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 19:26 توسط محمد |


 

 

?

چرا ، آه چرا

Don’t you know that you’re my reason?

For my love, my life, my being

So secure and so damn

sure

My Heart would surely die without you

نمی دانی که تو دلیلی

برای عشق من ، زندگی من و بودن من هستی ؟

بسیار امن و بسیاربد

قلب من مطمئنا

بدون تو می میرد

I try to swallow my pride

But I felt my heart start to

Tremble inside

Wish I didn’t know cause I cant

Let you go

Tell me

Why

Why when I looked in your eyes

I felt my heart to cry

My oh my

When I saw you with the other girl

کوشیدم تا غرورم را فرو ببرم

اما احساس کردم که قلبم

در درون به تپش افتاد

ای کاش نمی دانستم چون نمیتوانم

تو را رها کنم

به من بگو

چرا ؟

چرا وقتی به چشمهایت نگریستم

احساس کردم قلبم شروع به گریستن نمود ؟

عشق من ، آه عشق من

وقتی تو را با دیگری دیدم ،

Ohhh why

Why did you have to lie

Cause I felt the trust start to die

Why oh why

When I still love you

It’s so hard to say goodbye

آه چرا ؟

چرا باید دروغ می گفتی ؟

زیرا حس کردم که این اعتماد از میان رفت

چرا ، آه چرا ؟

وقتی هنوز تو را دوست دارم

چه سخت است بدرود گفتن

How can you tell me it was nothing?

Cause you took away everything I dreamed in

Just a night and I held you tight

When you know you were sleeping in my bed

I tried to swallow my pride

But I felt my heart to treble inside

Wish I didn’t know cause I cant

Let you go

Tell me

Why

Why when I looked in your eyes

I felt my heart to cry

My oh my

When I saw you with the other girl

Ohhh why

Why did you have to lie

Cause I felt the trust start to die

Why oh why

When I still love you

It’s so hard to say goodbye

چطور می توانی بگویی چیز مهمی نبود ؟

زیرا که تو همه ی آنچه را

به رویایم می دیدم از بین بردی

تنها یک شب تو را سخت در آغوش فشردم

آن زمان که خود می دانی

در بسترم خفته بودی

کوشیدم تا غرورم را فرو برم

اما احساس کردم که قلبم

در سینه به تپش افتاد

ای کاش نمی دانستم ، چرا که نمی توانم

تو را رها سازم

به من بگو

چرا ؟

چرا وقتی به چشمهایت نگریستم

احساس کردم قلبم شروع به گریستن نمود ؟

عشق من ، آه عشق من

وقتی تو را با دیگری دیدم ،

آه چرا ؟

چرا باید دروغ می گفتی ؟

زیرا حس کردم که این اعتماد از میان رفت

چرا ، آه چرا ؟

وقتی هنوز تو را دوست دارم

چه سخت است بدرود گفتن

Should I quietly leave through the door

Or maybe pretend the way things

Were once before

When I met you’ll never forget you so

Why when I looked in your eyes

I felt my heart to cry

My oh my

When I saw you with the other girl

آیا باید بی صدا اینجا را ترک گویم ؟

یا شاید باید وانمود کنم که همه چیز

همان گونه است که باید می بود

از آن زمان که تو را دیدم

هرگز فراموشت نخواهم کرد ، پس

چرا

چرا وقتی به چشمهایت نگریستم

احساس کردم قلبم شروع به گریستن نمود ؟

عشق من ، آه عشق من

وقتی تو را با دیگری دیدم ،

Ohhh why

Why did you have to lie

Cause I felt the trust start to die

Why oh why

When I still love you

It’s so hard to say goodbye

آه چرا ؟

چرا باید دروغ می گفتی ؟

زیرا حس کردم که این اعتماد از میان رفت

چرا ، آه چرا ؟

وقتی هنوز تو را دوست دارم

چه سخت است بدرود گفتن Why oh Why

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 12:35 توسط محمد |


 این هم متن فیلم جاودانه و بسیار زیبای تایتانیک با صدای فوق العاده زیبای سلن دیون که خودم صداشو خیلی دوس دارم این اهنگ واقعا زیباست اهنگ قلبم ادامه خواهد داد با صدای سلن دیون

 

Every night in my dreams
I see you, I feel you,
That is how I know you go on

Far across the distance
and spaces between us
you have come to show you go on

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
and you're here in my heart
and my heart will go on and on

Love can touch us one time
and last for a lifetime
and never let go till we're one

Love was when I loved you
one true time I hold to
in my life we'll always go on

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
and you're here in my heart
and my heart will go on and on

There is some love that will not go away

You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on

 

 

همه شب در رویاهایم تو را میبینم

تو را حس می کنم

اینگونه است که میدانم تو پایداری

جدا از فاصله ها

و فضایی که بین ماست

تو آمده ای تا نشان دهی جاودانی

نزدیک دور هر قبرستونی که هستی ! (این برای اونایی بود که زیاد رفته بودن تو حس !) هر جا که هستی

میدانم که قلبت جاودان است

یکبار دیگر در را بگشا

و تو اینجایی در قلب من

و قلب من وفادار خواهند ماند و ماند

عشق میتواند زمانی لمس شود

و یک عمر باقی بماند

و هرگز نگذاری برود تا زمانی که ما یکی هستیم

عشق زمانی بود که من عاشقت بودم

تنها زمان حقیقی که داشتم

در زندگم همیشه پایدار (وفادار )خواهم ماند

نزدیک دور هر جا که هستی

میدانم که قلبت جاودان است

یکبار دیگر در را بگشا

و تو اینجایی در قلب من

و قلب من وفادار خواهند ماند و ماند

بعضی از عشق ها هستند که هرگز از بین نیمروند

تو اینجایی چیزی نیست که از آن بترسم

و میدانم که قلبم پایدار خواهد ماند

تو در قلبم در امانی

و قلبم پایدار خواهد ماند و خواهد ماند ...

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 12:32 توسط محمد |


این زیبای نیست که افریننده عشقاست بلکه این عشق است که خالق زیبایست

هرکس دو بار می میرد یک بار انگاه که عشق از دلش میرود و بار دیگر انگاه که زندگی را برود میگوید اما چه حقیر است مرگ زندگی در برابر مرگ عشق

هر چه از عشق نثار کرده ایم تا ابد خوهیم داشت و ان مقدار که ارز ابرازش خوداری کرده ایم از دست داده ایم

عشق چیز شگفت انگیزی است هرگز نباید ان را از کسی گرفت و به دیگری داد عشق همیشه انقدر هست که به همه برسد

عمریست که می بازم و یک برد ندارم

                                                     اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

در خواب ناز بودم شبی دیدم کسی در می زند

                                                                 در را گشودم روی او دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا

                                                      غم باهمه بیگانگی هر شب به ما سر می زند

 

 

 دیشب به یاد تو تنها گریستم / یک قطره اشک بودمو دریا گزیستم

ساقی شکسته ساغر و من هم شکسته دل/ در جان به یاد غربت مینا گریستم

اشکانت مرغابیان معصومی بودند که از دریای ابی چشمانت پرواز می کزدند و غم پرستو بود که در سینه ام اشیان می گرفت و جدای لحظه های درد ناکی بود

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 17:36 توسط محمد |


اغشتو به غیر من به روی هیشکی باز نکن

منو از این دلخوشی ها ارامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم

منو تو اغوشت بگیر اغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یه نفسه

چشمای مهربون تو منو به اتیش می کشه

نوازش دستای تو عادت ترکم نمی شه

فقط تو اغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

به پای عشق من بمون هیچکسو جای من نیار

مهر لباتو رو تنو روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح جسم تن من

 

اگر روزی گذارت بر مزار کهنه ام بود  بگو این بی نصیب خفته در خاک

             یه روزی عاشقو دیوانه ام بود

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت 0:0 توسط محمد |


   زمانو ساعتش وا می سته از کار

طبیعت از طبعیت میشه بیکار

دیگه روزی نمی مونه که شب شه

دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه

نمی بینم دیگه قشنگی هارو

سیاه می بینه چشمام رنگیارو

به چشم من که این جوره

تو که نیستی چشمام کوره

مثل اب رو اتیشه

تو باشی دنیا خوب میشه

                                          تو باشی دنیا خوب میشه

 

 

 

دلت گرفته قلبت شکسته راه اومیدت هنوز نبسته

اون بر میگرده گریه نکن

اشکاتو پاک کن خدا بزرگه

دنیا یه بره اس شبیه گرگه

سر نمازت براش دعا کن

یه روزو نظر کبوترا کن

اون بر می گرده گریه نکن

ابر بهاری گریه نکن گریه شگون نداره

در پشت ابرا تو اسمون پر از ستاره

دلت پره از حرف نگقته

یادش می افتی گریت می افته

من هنوز عاشقم من هنوز وفادارم  من برای بغض صدای تو دلتنگم و برای چشمای تو می میرم

دل تنگ دل تنگم  و راه فراری نیست از این دل تنگی بار زندگی بر دوشم سنگین و اقای نا امیدیم بلند

پنجره ای گشوده نیست به باغ مهتاب این جا تاریک تاریک است شمع امیدم از اشکهایم خیس و به هیچ حیله ی دیگری روشن نمی گردد اینجا تاریک تاریک است

مرا با خود ببرید ای کبوتران مسافر مرا با خود ببرید  مرا که هرگز بر بامی بلند ننشستم و ستاره ای از اسمان نچیدم مرا که بر هر نقطعه خاکی که پا نهادم باید از دل بستگی ها دل می بریدم

مرا با خود ببرید ای کبوتران مسافر مرا با خود ببرید  که این جا دیگر جای من نیست و این قلبی که در سینه می تپد دیگر قلب من نیست قلب من را در شبی تاریک دزدیدن و رگهای رابطه را بریدند

به من نگوید ان که رفته باز می گردد نه به من نگوید که رفتگان دیگر هرگز بر نمی گردند وانچه بر جای می ماند خاکستریست از خا طره ای غبار الود و شبهی از یادی که  دیگر نه مهربان است نه خوب

از من نخواهید که ارام گیرم ارام که قامت ارامشم را طوفانی خشمگینو خروشان بر خاک فکنده

بر خاک و ریشه تحملم را از جای کنده از جای

به من نگوید که صبور باشم صبور که کاسه حوصله ام از صبر خالیست و جام طاقتم شکسته نه هرگز من نخواهید به من نگوید که اکنون منم تنهای تنها رو در روی زندگی ایستاده ام

 

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 21:31 توسط محمد |


Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

 

چقدر سخته که دوستش داشته باشی ازش جدا باشی چقد سخته دوسش داشته باشی ولی ندونه چقد سخته که اشکاتو زود پاک کنی تا کسی نفهمه چقد سخته عاشق باشیو کسی ندونه چقدر سخته که نگاش کنی اما نخونه قشنگی عشق که میگین شاید این باشه که تو اونو دوس داشته باشی سخته که به قربون چشاش بری تو رویات سخته که همش تو فکر باشی شاید نخوادت خاطرهات یکی یکی بیاد بیادت توهم دلت میخوادمثل همه یه کسی داشته باشی تا سر روی شونه هاش بزاری دوسش داشته باشی تا احساس تنهای نکنی اما همش به خودت بگی که یه روز میاد اون کسی که میخوای یا به خودت بگی این تقدیرمه که تنها بمونم چقدر سخته که همه به یه چش دیگه نگات کنن چقدر سخته که هروز بشینیو روزها و سالها را بشماری تا شاید یه روز ببینش اخرش نتونی یه بغضی تو گلوت باشی که هیچ وقت نتونی ازادش کنی اون همش تو گلوت بمونه خودتو شاد نشون بدی ولی تو دلت خیلی غم باشه روز شبت یکی باشه وقتی که دیگه ندیدیش بخوای هروز با تنهایت همین جور سر کنی میخوای خودتو به خیالی بزنی ولی بازم نتونی مگه میشه ادم یادشو از یاد ببره بخوای دستشو بگیری ولی نتونی حتی تو رویاتم نتونی پیشش باشی بخوای یه بار دیگه خوابشو ببینی ولی به خوابتم نیاد

Hosted by FreeImageHosting.net Free Image Hosting Service

 

+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 11:19 توسط محمد |


نمیدونم چرا یاد تو افتادم مثل اون لحظه ها که پیش هم بودیم

مثل وقتی که عشقی بود حرمت داشت برای هم عزیز محترم بودیم

حالا ها فکرت نمیذاره روزای زندگی مو سر کنم بی غم

دلم خیلی گرفته گیج داغونم دارم ازدس میرم ابریو نمنم دارم از دس میرم

بی تو

میشینم خیره میشم نقطه ها کورند پا میشم راه میرم را ها نفسگیرند

تو را حس میکنم این نا خوداگاهه واسه من خاطرات تو نمیمیرند

نمی تونم فراموشت کنم سخته عذاب یاد تو زجر اوره هربار

هنوز خیلی دوست دارم ولی دیگه قرار نیست چیزی از نو باز بشه تکرار

قرار نیست چیزی از نو باز بشه تکرار

 

نمی دونم چرا باز یاد تو افتادم

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 15:19 توسط محمد |


منتظر موندم به راهت تا همیشه چشم به راهت مونده بودم پشت شیشه

انتظارت تلخ مثل مردن دل مثل عشقی خام باطل مثل عشقی خام باطل

وای اگه فرد بیاد باز تو نیایی وای اگه فردا بیاد باز تونیایی

وای میخوام داد بزنم ازین جدای از این جدای وای دیگه مردم دیگه مردم چقدر تو بی وفای

+ نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 14:51 توسط محمد |


غمي غمناك

شب سردي است، و من افسرده.

راه دوري است، و پايي خسته.

تيرگي هست و چراغي مرده.

 

مي كنم، تنها، از جاده عبور:

دور ماندند زمن آدم ها.

سايه اي از سر ديوار گذشت،

غمي افزود مرا بر غم ها.

 

فكر تاريكي و اين ويراني

بي خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز كند پنهاني.

 

نيست رنگي كه بگويد با من

اندكي صبر، سحر نزديك است.

هر دم اين بانگ برآرم از دل:

واي، اين شب چقدر تاريك است!

 

خنده اي كو كه به دل انگيزم؟

قطره اي كو كه به دريا ريزم؟

صخره اي كو كه بدان آويزم؟

 

مثل اين است كه شب نمناك است.

ديگران را هم غم هست به دل،

غم من، ليك، غمي غمناك است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 19:5 توسط محمد |



بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
BAHAR20


لینک روزانه

عشق من عاشقم باش -وب دوست خوبم مونا
آرشیو پیوندهای روزانه


آرشیو مطالب

آذر 1388

مرداد 1388

تیر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
دی 1387
شهریور 1387
تیر 1387


لینک دوستان

مخصوص هواداران محبوب استقلال
قطار عشق
انتریوم
عشق من عاشقم باش (دوست خوبم مونا )
رد پای سمپاد
soOkoOt
سمیرا جان ( شهر داستان )
هلیا جان
خاطره
شیدا ( دل شیدا )
پادشاه صخره ها و بهارخاطره
دنیای زیبا
کوچه های موازی
ارزو ( باران )
نفس بریده
هرگز نمیشه فراموشت کرد
عشق شیشه ای
فانوس عشق ( دخترک عاشق )
طـــراح قـــالــب
*احساسی ترین نوشته ها*
کد نوحه برای وبلاگ
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
free cod music Weblog
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


فالنامه

FreeCod Fall Hafez





Design by : Bahar20


كدهای جاوا وبلاگ




t>

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ


کد شمارش معکوس سال نو

فال عشق

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس